باطل شد
سکوت را می شکنم!
دیوار ها فرو می ریزند!
تو می مانی
و من
من نه!
من سال هاست که رفته ام
تومی مانی و سکوت
سکوت نه !
سکوت که پشت هیاهوی فریاد مرده است
تو چه غریب گشته ای
باور داری!؟
سالها دور
که گنجشک ها خواب قناری بودن می دیدند
طاووس ها همان کلاغ بودند
و کرکس ها را عقاب می نامیدند!
سال هایی به دوری دیروز
به یاد آوردی!؟
من و تو زیر سایبان عشق
منتظر قطار زندگی بودیم
لکوموتیوران فریاد می زد
تو لبخند می زدی
ومن مستانه می خندیدم
چه کسی از صدای خنده ما رنجید!؟
چه کسی شلیک کرد؟
نگاه کن
هنوز جای گلوله روی سرم هست
و یک مهر
باطل شد
حالا که سکوت را شکستی
حال که دانستی
منتظر باش
منتظر من ؟ نه
منظر گلوله
و یک مهر
باطل شد
