همهی خط ها، مثل همهی پلها دو سر دارند.
من را بستهاند به یک سر این خط عمود و تو را به سر دیگر اش.
فاصله مان همیشه همین قدر ثابت تکرار میشود و شهر من تا شهر تو فقط چند ساعت، بی عقربه راه است.
خط عمود در راستای تمام شعاعهای نوری دوران میکند و من و تو در تمام راستاهای جهان در فاصلهیی
ثابت خواب همدیگر را میبینیم و باور میکنیم همهی خطهای موازی جایی همدیگر را قطع میکنند که
تابهایش فقط یک زنجیر دارد و بچههایش هیچ وقت بستنی دو قلو نمیخورند ...
ما در تناوب منحنی جاذبه، با چشمهای بسته خوابهای تعبیر نشده میبینیم......
پ.نوشت:پوچچچچچچچ!!

